2- نقد راجر ایبرت بر فیلم پرتقال کوکی (آدم برفی ها) منتقد: راجر ایبرت ترجمه: فرید عباسی
اصولا راجر ایبرت در مورد برخی فیلمهای خاص سینما نظری متفاوت با جمع دارد که از جمله آنها میتوان به مخمل آبی، پرتقال کوکی، طعم گیلاس، مظنونین همیشگی و … اشاره کرد. از جمله آن فیلمها اثر معروف استنلی کوبریک به اسم «پرتقال کوکی» است که راجر ایبرت آن را «آشفته بازاری» بیش نمیداند. قطعا نوشته او نظریست شخصی و نباید صرفا با خواندن یک نقد منفی، ارزش فیلم زیر سوال برود اما راجر ایبرت هم دلایل خاص خود را در توجیه این مدعایش دارد که شما را به خواندن آن دعوت میکنم. راجر ایبرت:
دقیق نمیدانم که چطور نفرت و انزجارم را از الکس (که کوبرک عاشق سینه چاک اوست) بیان کنم. الکس از آن دسته اشخاص ترسناکی است که همه ما در طول زندگی چند باری با آنها برخورد کردهایم. این برخوردها معمولا در دوران بچگی اتفاق افتاده و الکس هم از آن دسته آدمهایی بوده که از آشکار ساختن لذات مشمئزکنندهاش، هیچ ابایی نداشته. از آن دست بچههایی که بالهای مگسها را از هم جدا میکردند و یا مورچهها را با ولع میخوردند صرفا به این خاطر که کاریست بسیار منزجر کننده و یا الکس بچهای بوده که بیشتر از دیگران درباره سـ.کس و مسائل جنـ.سی اطلاعات داشته و بخصوص جنبه زشت این کار را. الکس در «پرتقال کوکی» بزرگ شده و به یک متجاوزگر سادیست تبدیل شده است. شاید با گفتن تنها واژه «متجاوزگر سادیست» نتوان کل شخصیت او را توصیف کرد و بیشتر عبارتی کلیشهای به چشم میآید. اما کوبریک بغیر از عشق و علاقهی الکس نسبت به بتهوون، چیزی دیگری از این شخص به ما ارائه نمیدهد. هیچ وقت شرح داده نمیشود که چرا او عاشق بتهوون است اما تصور من این است که عشق الکس به بتهوون همان و استفاده کوبریک از موسیقیهای کلاسیک در فیلمهایش صرفا برای دادن بعدی جذاب و در عین حال بیارزش و بنبست به آن، همان. الکس ضدقهرمانی از طبقه کارگر است که معمولا در فیلمهای تلخ بریتانیایی ِ اوایل دهه ۶۰ نمایش داده میشد. هیچ کوششی برای روشن ساختن ضمیر نهفته در وجود او و اجتماعی که او را از خود رانده است، نشده است. در واقع چیزی قابل توجهی برای اینکه بگوییم او از اجتماع رانده شده است، وجود ندارد. هم الکس و هم اجتماعی که در آن زندگی میکند، انتزاعهایی از هنر مدرن هستند. «پرتقال کوکی» نه تصویری از دنیای آینده در ذهن کوبریک بلکه دکوری مد روز است. اگر ما هم با کوبریک هم عقیده باشیم و بگوییم که بله خشونت الکس به این خاطر است که “اجتماع چارهآی دیگر برای او نذاشته است”، این فقط بهانه تراشی است.
من با آگاهی کامل میگویم که «پرتقال کوکی» اقتباسی تقریبا وفادارانه از رمانی نوشته «آنتونی برگز» است. حالا من کاری به برگز ندارم. کوبریک با استفاده از امکانات سمعی بصری، دیدگاه کتاب را برای منحرف کردن اذهان ما به سمت الکس و اعمال او، تغییر داده است. آشکارترین تمهید کوبریک در فیلمبرداری، استفاده او از لنزهایی با زاویه دید بیش از حد معمول است. (wide angle). و بر روی اهدافی متمرکز شده است که خود به اندازه کافی به دوربین نزدیک هستند. این لنزها طوری هستند که اطراف تصویر را کج نشان میدهند. اشیاء موجود در مرکز تصویر معمولی به نظر میرسند اما آنهایی که در گوشه تصویر هستند، نورمال نیستد و بطور عجیب و غریبی باریک و کشیده به نظر میآیند. کوبریک تقریبا در تمام طول فیلم، وقتی که وقایع را از دید الکس نظاره گر است، از این نوع لنزها استفاده میکند. این کار دید ما و الکس را نسبت به دنیا یکی میکند. دنیا به مثابه خانهای ویرانه پر از آدمهای عجیب که دنبال الکس هستند. البته کوبریک الکس را در مرکز در مرکز برداشت به ما نشان میدهد و یا از لنزهای استاندارد برای نشان دادن او استفاده میکند. پس با این تمهید ِ کوبریک، در طول فیلم الکس به عنوان یک آدم کاملا معمولی و نورمال به ما نشان داده میشود.
کوبریک تمام ارجاعات موجود در آخر «پرتقال کوکی» را به صحنه مشهور اتاق خواب (یا حمام) در پایان فیلم «۲۰۰۱ یک ادیسه فضایی» ربط داده است. طنین چکچک آب وقتی که الکس مشغول به استحمام است، غیر مستقیم به ما جلوههای صوتی ِ «۲۰۰۱ یک ادیسه فضایی» را یادآوری میکند و سپس پشت میزی مینشیند و گیلاسی شراب سر میکشد. این صحنه همانطوری فیلمبرداری شده است که کوبریک در «۲۰۰۱…» کهیر دوللا را پشت میز شام نشان داده بود. و حتی برداشتی از پشت سر وجود دارد که الکس را نشان میدهد درحالی که جرعهای شراب را در دهانش مزه مزه میکند. قصد کوبریک از انجام این کارها در این فیلم چیست؟ آیا او واقعا از ما میخواهد که با “الکس”ی که یک جامعهستیز به تمام معنا با زندگیای تحقیرآمیز است، احساس همدردی کنیم؟ در دنیایی که جامعه گناهکار است، یک مرد خوب هم باید خارج از چارچوب قانون زندگی کند، اما این آن چیزی نیست که کوبریک میخواهد بگوید. او عملا به نظر میرسد که مطلبی سادهتر و البته ترسناکتر را برای ما باز گو میکند: اینکه در دنیا جایی که جامعه گناهکار است، یک شهروند عادی هم میتواند گناهکار باشد. خب فلسفه بافی بس است. محتملا این بحث ما درباره «پرتقال کوکی» به درازا خواهد انجامد. بحثی طولانی و بی هدف. نمیدانم. اما اکثر منتقدان «پرتقال کوکی» را بسیار بیشتر از آنچیزی که است، بزرگ کردهاند و بسیاری از مردم را هم بنا بر حس کنجکاویای که نسبت به این فیلم پیدا میکنند، به تماشای آن خواهند نشست. بسیار بد.
منتقد: راجر ایبرت ترجمه: فرید عباسی منبع: آدم برفی ها
*****************************
|
افزودن نظر
۱- نظرات بدون نیاز به تایید مدیریت و بلافاصله بعد از ارسال در سایت «نقد فارسی» قرار می گیرند.
۲- رعایت ادب و احترام، عدم ارسال پست های توهین آمیز و سیاسی از شرایط ارسال نظر می باشد.
۳- در موارد حاد، مشخصات فرد متخلف در اختیار مراجع قضایی قرار خواهد گرفت.




نظرات
ببین عزیز خودت میگی آدم نباید برای نقدها فیلم ببینه ,بعد میگی کوبریک واسه نقدها فیلم میساخته .در ثانی همه که نباید از فیلم یه برداشت کنن.بعدشم ,شما میگی کوبریک ***یده چی ساخته.در صورتی که کارگردان ***ه چی ساخته اما بیننده بفهمه دیگه کارگردان به هدفش رسیده و موفقه.
وای بر این سینما.
وای براین هالیوود.
و وای بر این منتقدان و امثال فراستی که همچین طرز فکرهایی ساختن...
من فکر می کنم شما همون اخراجی ها و قلاده های طلا رو ببینی هم خودت کمتر اذیت میشی ، هم بقیه، که به قول حافظ : حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
کلا تمام آثار استنلی کوبریک بیش از حد بزرگ شدن در حالی که اصلا هیچکدومشون جالب و لذتبخش نیستند و هر کس هم ار فیلمهای کوبریک یه برداشت جداگانه میکنه که این نشون دهنده ی اینه که خود کارگردان هم نمیدونه چی ساخته و هیچکس دیگه هم نمیتونه درست بفهمه
این رو از ضد و نقیض بودن نقدهای فیلمهای کوبریک میشه فهمید
کوبریک فیلمهاشو از قصد اینطور مجهول و چندپهلو میساخت تا یه سری افراد بیان الکی برای خودشون تفاسیر فلسفی بچینن و به به و چه چه کنن و بگن عجب فیلمی بوده،نمونه اش هم اودیسه فضایی
ببین عزیز خودت میگی آدم نباید برای نقدها فیلم ببینه ,بعد میگی کوبریک واسه نقدها فیلم میساخته .در ثانی همه که نباید از فیلم یه برداشت کنن.بعدشم ,شما میگی کوبریک ***یده چی ساخته.در صورتی که کارگردان ***ه چی ساخته اما بیننده بفهمه دیگه کارگردان به هدفش رسیده و موفقه.
وای بر این سینما.
وای براین هالیوود.
و وای بر این منتقدان و امثال فراستی که همچین طرز فکرهایی ساختن...
نقل قول Esteghlal:
ببین عزیزم اولا کوبریک فیلمهاش مخاطب خاصه مثلا اگه یه پیر مرد فیلمو ببینه با اون پیر مرد فلج که الکس اذیتش کرد شاید شاید همزاد پنداری کنه که این اون,اون چیزی نیست که کوبریک میخواد
حالا من درست شما رو نمیشناسم شاید یه پیر مرد باشی; )
شایدم اصن دختر باشی که فیلم از پسرا یه هیولا برات ساخته:)
اما آدم باید پیام فیلم رو بگیره و از نظر من هر کسی میتونه با الکس همزاد پنداری کنه
اما اگه همزاد پنداری با الکس برات سخته سعی نکن خودتو جای الکس در حالی که داره یه پیر مرد و شکنجه میده,بزاری.
سعی کن الکس رو درک کنی,یه شخصیت مثل یه بچه یا یه دختر بسازی و شرایط الکس رو روی اون بزاری انگا یکی داره بهش دیکته میکنه,بعد ببین کوبریک چه مردی بوده...
ممنون کوبریک.
از معدود فیلمهایی که از خشونت علیه خشونت استفاده کرده.
کوبریک نابغه بود. اینو فیلمهاش میگن نه تفاسیر منتقدان
دوستان اگر تونستید رمان پرتقال کوکی هم بخونید متوجه میشید که یه نابغه چطوری از اون رمان این فیلم رو درآورده.
اما نه مثل همه خوب هاي ديگه اي كه از كوبريك ديده بودم.
درسته بعضي جاها واقعااز فيلم زده ميشدم ولي باز با يه صحنه مشتاق به ديدنش ميشدم.
از هر منظري نگاه كني اين فيلم يه حرفي واسه گفتن داشته اما قشنگترينش اون قسمتيه كه نشون ميده اگه از انسان تمايلات و خواسته هاش رو بگيري و سركوب كني تبديل به ربات ميشه كه از همه واقعا بيشتر فابل تامل تره.
بازي الكس عالي بود. انقدر خوب بازي كرده بود كه در عين منفور بودنش باز قهرمان داستان لقب ميگيره.
آشکارا بر می گرده به تمایلات درونی قبلیش .. که البته از زاویه ی دید خود کاراکتر به معنی خوب شدن دوبارشه!
به نظر اثر شایسته ای در برابر دیگر آثار کوبریک نبود.
باید بگم واسم خیلی جالبه که فردی مثل داش سعید
(داش سعید
حالا از اینا که بگذریم این نقد نبود یعنی به من چیزی اضافه نکرد.ای کاش به جای اینکه ساعت ها وقت خودمون رو توی نت تلف کنیم چهارتا کتاب بخونیم که اصلا کوبریک کی هست.فلسفه کاراش چیه؟ اما خوب کی حوصله اینکارا رو داره؟؟؟!!!
همین که بنویسیم نقد و زیرش اسممون بیاد دلمون خوشه.
راستی دل خوش سیری چند.
دلتون خوش دوستان
فیلم کاملا بحث در مورد شرطی سازی در روانشناسی هست همون شرطی سازی کلاسیک یا کنش گر دقیقا در تمام فیلم به این موضوع پرداخته و مهر تاییدی بر یافنه دانشمند بزرگ روانشناسی پاولف و اسکینر زده است
حتی میشه گفت بد بود ...
تازه IMDB بهش نمره 8.4 داده اما نمیدونم چرا!
کسی میدونه کمک کنه!
حمید جان حالا تو از قهرمان فیلم خوشت نیومده چرا نظر شخصیتو به "ما" تعمیم میدی؟! من که خیلی از این پسره الکس خوشم اومد اصلا هم بنظرم منفور نمیاد و با نظر سوسن جون کاملا موافقم
داداش،آدم فیلم رو میبینه که لذت ببره نه اینکه بعد از دیدن فیلم بیاد هزارتا نقد بخونه تا بفهمه فیلم چی میگه
کلا تمام آثار استنلی کوبریک بیش از حد بزرگ شدن در حالی که اصلا هیچکدومشون جالب و لذتبخش نیستند و هر کس هم ار فیلمهای کوبریک یه برداشت جداگانه میکنه که این نشون دهنده ی اینه که خود کارگردان هم نمیدونه چی ساخته و هیچکس دیگه هم نمیتونه درست بفهمه
این رو از ضد و نقیض بودن نقدهای فیلمهای کوبریک میشه فهمید
کوبریک فیلمهاشو از قصد اینطور مجهول و چندپهلو میساخت تا یه سری افراد بیان الکی برای خودشون تفاسیر فلسفی بچینن و به به و چه چه کنن و بگن عجب فیلمی بوده،نمونه اش هم اودیسه فضایی
عزیز از فیلم خوشت نیومده به فیلم گیر نده چون اگه فیلم خوبی نبود مطمئن باش اینقد فیلم بزرگی نمیشد. نمیدونم بعضی از آدما چرا این شکلین که تا از فیلم خوششون نمیاد سریع میان از فیلم بی هیچ دلیلی انتقاد میکنن. نظرات شخصی تون یک سری حقیقت یا یک چیز حتما درست نیست. آخه چه شکلی میاین به یک فیلم خیلی معروف و محبوب خیلی کلی میگین فیلم چرت بود. تو رو خدا نظرات شخصیتون رو بره خودتون نگه دارین. شما هم از فیلم خوشت نیومد برو یه سر به نقدها بزن شاید یه چیزی از فیلم دستگیرت شد.
واقعا کلافه میکنه آدمو
خیلی جالبه.سایت imdb بهش 8.5 داده و به فیلم راننده تاکسی هم همین نمره رو داده.خودتون قضاوت کنید.
لینک RSS این نظر