4- سه یادداشت کوتاه بر فیلم راشومون
علی صابری تولایی: «راشومون، اولین فیلمی است که «بحران قضاوت، نسبیت اخلاق و اپیدمی دروغ»را به سینما معرفی کرد...با این فیلم، پای جشنواره های مغرور غرب، به یک کشور آسیایی باز شد تا از دریچه چشمهای بادامی آکیرا کوروساوا، زیر دروازه ژاپنی راشومون بنشینند و به روایت عجیب یک هیزم شکن و راهب گوش کنند؛ روایتی از سه اقرار متعارض درباره یک قتل؛ یک معما، تعارض چند اقرار، بحران قضاوت و البته اخلاقی که دیگر نیست...این همه دروغ، در یک قضیه؟
درست، یک گام به پایان فیلم، نظریه مرد ولگرد، با افشاء یک راز تقویت می شود؛ بزرگترین دروغ را کسی گفته که از ابتدا به این همه دروغ می تازد و به او اعتماد داریم؛ هیزم شکن ساده که از سر بیچارگی، خنجر با ارزش را از کنار جسد مقتول برداشته و از ترس، تمام داستان را در محکمه وارونه جلوه داده است...اما برخلاف نسخه ایرانی، همه چیز اینقدر سیاه و مایوس کننده نیست...راشومون با امید به اخلاق و اعتماد به انسانها پایان می پذیرد، وقتی مرد راهب به ندای قلبش گوش می دهد و به هیزم شکن اعتماد و بچه سرراهی را به او تسلیم می کند تا در کنار شش فرزند دیگرش بزرگ کند....با این همه، معماها پایان ندارد...لایه های پنهان فیلم، درست پس از اتمام آن، ذهن و روح مخاطب را درگیر می کند...«تعلیق پس از پایان»، اصطلاحی که امروزه در تمجید بسیاری از فیلمها به کار می رود، همان حالتی است که بسیاری پس از دیدن راشومون خواهند داشت...»
بشیر سیاح: «می گویند همیشه پای یک زن در میان است! در این اثر جاودانه آکیرا کوروساوا، زن و مفهوم دوست داشته شدن، و ماهیت طلسم کننده زن، راهزنی را تا پای گذشتن از همه چیز می کشاند. فیلم با تاکید بر مفهوم مرگ آغاز می شود و سراسر فیلم، این مفهوم را دنبال می کند. سه مرد در پی باران شدیدی که در حال باریدن است، از وقوع سیل، زلزله و آتشفشان حرف می زنند. حتی از انسان هایی که به مانند حشرات نابود شده اند. اما داستان راهزنی که به مرد و زنی حمله می کند، و تنها یک نفر در این میان کشته می شود برای آن ها از هر فاجعه انسانی دیگری دردناک تر است!
تمام اعترافات و صحبت ها در دادگاهی برگزار می شود که هیچ قاضی ندارد، صدایش را نمی شنویم اما به نظر می رسد که این قاضی همه جا حضور دارد و آگاهی دارد. فیلم پایان بندی خوش بینانه ای هم دارد. یکی از 4 راوی که او هم دزد از کار در می آید، نوزادی را به فرزند خواندگی می پذیرد و در حالیکه به سمت روشنایی گام بر می دارد، فیلم به اتمام می رسد. گو اینکه هنوز هم اخلاقات و انسانیت در جهان وجود دارد! گاهی وقت ها به انسان می توان امید بست! هنوز هم پیدا می شوند!»
حسن نیازی: «راشومون سال 1951 جایزه اول جشنواره فیلم ونیز وپس از آن جایزه اسکاربهترین فیلم خارجی رابه دست آورد. این فیلم به زیبایی هر چه تمامتر مبدل به معرفی شایسته سینمای ژاپن شد. فیلم به حد کفایت برخوردارازموارد بیگانه برای تماشاگرغربی هست تا متفاوت وعجیب به نظر برسد. مانند زمان وقوع ماجرای فیلم: نجیب زاده ای درجنگل به قتل میرسد- همسرش مورد اذیت وآزارقرارمی گیرد- راهزنی متهم می شود وهیزم شکنی به طور اتفاقی شاهد ماجراست. این چهارتن با استفاده از – صحنه های بازگشت به گذشته (فلاش بک) هر یک ماجرا رااز دید خود ومغایربا تعریف دیگری بیان می کند وچنین به نظرمی رسد هرکدام بنا به دلایلی سعی درپنهان کردن حق را دارد. جنایت انجام شده به اندازه کافی ترسناک به نظر می رسد. چگونه امکان دارد که حقیقت بدترازاین باشد؟ هرکدام از شخصیتهای داستان سعی درپنهان کردن چه چیزی را دارند؟ کوروساوا در تجربه خود به هنگام ساخت راشومون بسیاری ازجزئیات را مد نظر داشت اواز نماهای خیلی درشت برای نمایش درد ورنج (ازکوروساوا نقل است که: من ازاین کار لذت می برم چرا که می توان از این طریق زندگی را نشان داد) وازشخصیت پردازی های مورد علاقه اش برای نشان دادن مضمون مورد نظر وبالاخره ازنوعی طنزغیرمنتظره برای آشکار ساختن پوچی و بیهودگی بهره می گیرد. درقسمتهای آخر راشومون می توان به نوعی شاهد تبدیل تراژدی به طنز بود. تکرار وقایع درهرقسمت ازفیلم خسته کننده نیست – زیرا هدف اصلی نهایتا حل ماجرای جنایت نیست بلکه درک دقیق هرکدام ازراویان ماجرای مورد نظراست راشومون علاوه براین به شکلی موجبات ظهور مهارت تکنیکی درسینمای ژاپن شد. فردریش نیچه- فیلسوف مشهور آلمانی گفته است:( ازخیره شدن طولانی به گرداب حذر کنید- مبادا گرداب به شما خیره شود) واین یکی از نتایج درونی فیلم راشومون است.»
منابع:
*****************************
|
افزودن نظر
۱- نظرات بدون نیاز به تایید مدیریت و بلافاصله بعد از ارسال در سایت «نقد فارسی» قرار می گیرند.
۲- رعایت ادب و احترام، عدم ارسال پست های توهین آمیز و سیاسی از شرایط ارسال نظر می باشد.
۳- در موارد حاد، مشخصات فرد متخلف در اختیار مراجع قضایی قرار خواهد گرفت.



نظرات
موافقم...
شما اول برو ياد بگير حين رو چه جوري مينويسن!!!!!!!
عزیزم فیلمو باید حس کرد نباید فهمید.
وقتی تو در هین دیدن فیلم هیچی ***یدی ینی یا فیلمو با دقت ندیدی یا فیلم با ناخودآگاه تو متقارن نیست.
همش تقصیر این منتقداس که بعضی ها فک میکنن ,کارگردان چی میخواسته بگه,.
فک کن ببین تو چی از فیلم برداشت میکنی.
هیچوقت تجهیزات حرف اول را نمی زند.
سینما با تکنیک و علم استادانش زنده است.
خیلی ممنون.عالی بود.
لینک RSS این نظر