آخرین نظرات


سی ویكمین جشنواره فیلم فجر:‌جشنواره‌ای برای عبرت آیندگان!

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/14/11.27/156123.jpg

 

آنچه در سی ویكمین جشنواره فیلم فجر دیدیم، ازتصویری كه پیشتر در ذهن داشتیم دور نبود. به دلیل مسائل پیش آمده درسال 91 می شد حدس زد جشنواره آیینه تمام نمای رویدادها وجنجال های سالی باشد كه پشت سرگذاشتیم، فیلمسازها محتاط تر، مدیرها به شعارها نزدیك تر و فیلم ها كم خطرتر شده بودند.

این تنها به معنای پاك شدن موضوع خیانت وهمسردوم درسینمای ایران نیست. جای سینمای جدی اجتماعی درجشنواره خالی بود، سهم ما ازسینمای اجتماعی می توانست بیش از «دهلیز»، «دربند» و «جیب برخیابان جنوبی» باشد. برخلاف جملات تبلیغاتی برگزاركنندگان این دوره ازجشنواره درباره كیفیت فیلم ها وامتیازهای سی ویكمین جشنواره فیلم فجر، امسال شاهد یكی از كم رمق ترین و سردترین جشنواره های سال های اخیر بودیم، بی نظمی حاكم برسینمای رسانه، تعداد بالای میهمانان غیررسانه یی دربرج میلاد، كیفیت فیلم های بخش مسابقه، غیبت فیلمسازان شاخص، حال و هوای جلسات نقد وبررسی و... سندی است برای حرف های ما متهمان به بدبینی و سیاه نمایی كه نمره سی و یكمین دوره جشنواره، دورقمی نیست.

با این حال، سینما هنوز می تواند طعم تلخ ملال و تكرار را از دنیای چرك و تاریك این روزها پاك كند. خوشبختیم پدیده یی را دوست داریم كه باخیال، امید و آینده پیوند می خورد. در مقایسه با مردمان بی رویا، ما سینما دوستان بسیارخوشبختیم و به همین دلیل بیش از همه مدیرانی كه تنها ارتباط شان با سینما تكیه زدن برصندلی نهادهای سینمایی است، از كار برای سینمای ایران لذت می بریم و از افتخارهایش به خود می بالیم. برای همین است كه هنوز دیدن چند فیلم خوب در جشنواره یی پرزرق و برق اما كم حاصل ما رابه آینده این سینما امیدوار نگه می دارد.


دوست داشتنی ها

حتی یك جشنواره سرد هم می تواند فیلم هایی برای دوست داشتن و لحظه هایی برای دریاد سپردن داشته باشد. «گناهكاران» به كارگردانی فرامرز قریبیان یك فیلم پرتعلیق وخوش ساخت است، در جشنواره یی كه اغلب آثارش وضعیت بحرانی گیشه و ارتباط با تماشاگران انبوه درسال 92 را هشدار می دهد، «گناهكاران» می تواند یك فیلم پرمخاطب و استاندارد باشد، با قصه یی جذاب و بازی متفاوت رامبد جوان. «گناهكاران» از آن جنس سینمای پلیسی است كه درایران كمتر به آن توجه می شود و نمونه های شكست خورده چنین تجربه هایی فراوان است، اما قریبیان در 70 و چند سالگی با انرژی و سلیقه فیلم ساخته و این باارزش است.

«آسمان زرد كم عمق» یك فكر اولیه استثنایی دارد كه گاهی ترسناك به نظر می رسد. ازبین رفتن هر چیز در اوج زیبایی، می تواند خط رابط قصه و تماشاگری باشد كه درطول فیلم برشی اززندگی روبه زوال غزل (ترانه علیدوستی) و مهران (صابرابر) را دنبال می كند. بهرام توكلی درفیلمی تلخ اماشاعرانه اندوه وتنهایی یك زن رابه تصویر می كشد، ترانه علیدوستی دریك بازی غافلگیركننده بخش مهمی از موفقیت فیلم در ارتباط با مخاطب را تضمین می كند. معصومیت رو به ویرانی، هوش غریب و خیال پردازی و تنهایی این زن جوان را می شود در نگاه غزل كه با گذر زمان كم فروغ تر می شود دریافت.

تلاش یك زن برای نجات جان یك انسان در «روزروشن» به كارگردانی حسین شهابی، موتور اصلی قصه فیلمی خیابانی است. فیلمی پرشخصیت كه نقبی به دل جامعه وعادات وآداب زندگی اجتماعی این روزها می زند، پایان فیلم وپرسشی كه فیلمساز درباره رابطه زن (پانته آبهرام) و محكوم به مرگ برایمان باقی می گذارد، فیلم را در ذهن زنده نگه می دارد.

«قاعده تصادف» فیلم كارگردانی و فضاسازی است و بهنام بهزادی موفق است دریك فضای محدود با چند شخصیت، قصه اش را روایت كند. البته اگرچه بهزادی در «تنها دوبار زندگی می كنیم» موفق شده بود دنیای غریب و شخصیت های غیرمتعارفش را به شكلی قابل قبول ترسیم كند در «قاعده تصادف» این اتفاق نمی افتد و انگیزه های رفتاری شخصیت ها به ویژه در نیمه دوم فیلم قابل درك نیست. اجماع گروه نمایش برای منصرف شدن از اجرای خارجی و تصمیم برای ماندن در وضع موجود نمی تواند در یك اثر اجتماعی واقع گرا قابل درك باشد.

«خسته نباشید» یكی از متفاوت ترین فیلم های این دوره ازجشنواره است. نه به خاطرتهیه كننده اش و حاشیه هایی كه در تولید داشته، به خاطر امتیازهای متعددی كه دارد و در بسیاری از فیلم های جشنواره امسال غایب است. قصه تازه، لوكیشن های چشم نواز، فضاهای جدید كه از آنها درست استفاده شده و ضرورت داستانی، دوربین فیلمساز را به سمت این جذابیت های بصری برده، دو بازیگر جوان كه حضوری شیرین مقابل دوربین دارند، ستایش زندگی ایرانی وتوجه به فرهنگ كهنی كه فراموش شده است.

شاید خواندن این جمله ها برای آنهایی كه فیلم راندیده اند تداعی كننده اثری شعاری وسفارشی باشد، اما «خسته نباشید» فراترازآنچه ازیك كارگردان جوان انتظار داریم است، قصه یی ساده را درست روایت می كند، ساختاری منسجم دارد وتا انتها تماشاگر را با خود همراه می كند.

شهاب حسینی در «حوض نقاشی»به كارگردانی مازیار میری سیمای مردانه ومعصومش را كنار می گذارد تا در قالب پدری با معلولیت جسمی و ذهنی پذیرفته شود. ستاره محبوب این روزها بااین نقش ویژه كه شیرین طراحی وبازی شده، بیشترمحبوب می شود. بازی حسینی درنقش رضا، آمیزه یی ازكودكی، عشق ومردانگی است. پدری كه می كوشد ضعف های خود را پنهان كند و راهی به دنیای بزرگسالان بیابد. سكانس تك گویی او با سهیل، فرزندش، تنها یك موقعیت عاطفی موثر دردل یك ملودرام خانوادگی نیست، جنس بازی حسینی وكنترلی كه بربیان وبدنش دارد لحظه را تاثیرگذار كرده است. با اعلام فهرست نهایی نامزدهای دریافت سیمرغ بازیگری در كمال تعجب، شهاب حسینی در «حوض نقاشی» نادیده گرفته شد، در حالی كه نقش او طبق معیارهای جشنواره یی یك نقش جایزه بگیر اساسی است.

«دهلیز» اگر سال پیش ساخته می شد قطعا پرداختی متفاوت با آنچه امروز می بینیم، داشت. هوشمندی كارگردان و تهیه كننده فیلم در نمایش موضوعی ملتهب بدون اینكه متهم به سیاه نمایی شوند یا از واقع گرایی فاصله بگیرند قابل توجه است. رضا عطاران درنقشی جدی و حضور بازیگركودك فیلم محمدرضا شیرخانلو و رابطه پدر- فرزندی فضایی گرم و صمیمی به این فیلم داده است. هانیه توسلی مثل همیشه خوب است اما اینجا به دلیل شخصیت پردازی درست و گریمی كه چهره مادری جوان، مستقل و زجر كشیده از او می سازد، بهتر دیده می شود. «دهلیز» به بخشی از سینمای اجتماعی تعلق دارد كه می تواند مخاطب گسترده داشته باشد.

در جشنواره یی كه دیدن شخصیت زن تاثیرگذار در فیلم ها در آن حكم كیمیا را دارد، نازنین در «دربند» شخصیتی است باورپذیر كه جوانی، صداقت و نابلدی اش در مواجهه با فضای غبارآلود و نامطمئن شهر او را به فرجامی ناخوشایند سوق می دهد. «دربند» قهرمانی دوست داشتنی دارد و تماشاگر را با قصه همراه می كند.

جدا از صحنه خوب تصادف و مرگ ناگهانی پسر كه می توانست پایانی غافلگیركننده برای فیلم باشد، سكانس پایانی آنجا كه دختر جوان مقابل حجره مرد ایستاده، تكان دهنده و دردناك است. «دربند» یكی از غافلگیری های جشنواره امسال بود، فیلمی خوش ساخت و عمیق از كارگردانی كه پیش تر یكی از محبوب ترین فیلم های سینمای اجتماعی را ساخته بود. ضدقهرمان دوست داشتنی «جیب برخیابان جنوبی» به كارگردانی سیاوش اسعدی جای خالی شخصیتی گرم و جذاب دراین دوره از جشنواره را پر می كند، بسیاری از فیلم های قابل تامل این دوره از نبود یك شخصیت همدلی برانگیز ضربه خورده بودند و «جیب بر خیابان جنوبی» این امتیاز بزرگ را با خود داشت.

به همین دلیل دوست داشتن فیلم و دو شخصیت اصلی اش سخت نبود. اسعدی تمام تلاشش را كرده به زبان سینما وفادار باشد. این برای جشنواره یی كه اغلب آثارش با نگاه تلویزیونی ساخته شده امتیاز مهمی است.

نوع نگاه هادی مقدم دوست و حمید نعمت الله در فیلمسازی و نمایش جزییات و ثبت زندگی آن گونه كه هست در «سر به مهر» با موضوعی غریب همراه شده. نتیجه اینكه فیلم به یمن حضور لیلاحاتمی در نقش اصلی جذاب و مفرح است، هر چند گاهی كند و كشدار به نظر می رسد.


حاشیه های یك جشنواره سی و یك ساله

محمدرضا عباسیان، دبیر این دوره جشنواره پیش از آغاز این رویداد دو نشست رسانه یی داشت وكوشید در این دوجلسه برنامه هایش را با طمطراق بیان و ما را قانع كند كه این جشنواره امتیازهایی دارد كه آن را نسبت به دوره های قبل متمایز می كند. حالاو پس از پایان این جشنواره نیاز به برگزاری نشست خبری سوم بیشتراحساس می شود.

نشستی كه عباسیان رودرروی رسانه ها درباره جزییات جشنواره به ویژه وضعیت نمایش فیلم ها در سینمای رسانه ها صحبت كند. محور بحث می تواند از ریاضت اقتصادی و صرفه جویی آغاز شود، نكته یی كه برگزاركنندگان جشنواره بر آن تاكید داشتند. با توجه به این موضوع ساخت تندیس سیمرغ در خارج از ایران چه توجیهی جز یك كاركرد تبلیغی می تواند داشته باشد؟ تندیس سیمرغ بلورین قبلی زیباتر از نمونه فعلی است و در ایران هم قابلیت تولید آن وجود دارد، در شرایط اقتصادی این روزها و در حالی كه صرفه جویی شعار برگزاركنندگان جشنواره است، ساخت تندیس به شكل و شمایل قبلی در داخل ایران مفیدتر بود، هر چند نمی شد برای تندیس قبلی مراسم رونمایی برگزار كرد و عكس یادگاری گرفت.

دومین نشست خبری عباسیان با انتقاد نمایندگان بعضی رسانه ها همراه بود و این مواضع انتقادی باعث شد دبیر جشنواره از اختیار خود استفاده كرده و برنامه سینمای رسانه ها را تغییر دهد، برنامه نمایش قبلی از ساعت 14 شروع می شد و در آن وعده ناهار حذف شده بود. این برنامه امتیازهای فراوانی داشت، به ویژه برای خبرنگاران و روزنامه نگارانی كه می خواستند هم رویدادهای جشنواره را پوشش دهند هم فیلم ها را ببینند، اما دبیر جشنواره با عقب نشینی مقابل منتقدان برنامه، این امتیاز را از كارنامه اش حذف كرد.

آماده نبودن برج میلاد در روزهای نخست جشنواره، نبود صندلی و مكان برای نشستن میهمانان كاخ جشنواره هم از اقدامات جالب این دوره بود. به نظر می رسید ستاد برگزاری جشنواره برای نخستین بار با چنین رویدادی مواجه شده و الفبای برگزاری آن را نمی داند. تقلیل دادن مشكل نمایندگان رسانه ها در برج میلاد به موضوع ناهار و چای، نادیده گرفتن مشكلات بزرگ و توهین هایی است كه در این 10 روز وجود داشت. ایستادن طولانی در صف فیش غذا و منتظر ماندن در رستوران برج در كنار مشكلات ورود و خروج سالن و نبود صندلی برای خبرنگاران و منتقدان تنها بخشی از بی نظمی موجود را نشان می دهد.

برگزاركنندگان جشنواره در اشتباهی فاحش، امسال سهمیه رسانه ها برای حضور در سالن همایش های برج میلاد را افزایش دادند. در كنار این موضوع حضور میهمانان غیررسانه یی در این سالن قابل توجه بود. هر چه به روزهای پایانی جشنواره نزدیك شدیم در غیبت منتقدان باسابقه و روزنامه نگاران و خبرنگاران، محوطه اصلی سالن همایش ها و سینمای آن مملو از خانواده هایی می شد كه همراه نوزادان شان پای به برج می گذاشتند، انتقاد رسانه ها و اهالی رسانه هم مانع از ادامه این ماجرا نشد.

بی نظمی زمان نمایش «دربند» و «هیس! دخترها فریاد نمی زنند» به اوج رسید و وضعیت غیرقابل باور و البته یادآور شرایط سینما فلسطین در سال 86 بود. به نظر می رسد لطف بزرگ محمدرضا عباسیان و ستاد برگزاری این دوره از جشنواره، مختومه كردن پرونده برج میلاد برای میزبانی رسانه ها در ایام جشنواره باشد.

-----------

منبع: روزنامه اعتماد

 

نظرات  

 
+7 #1 صبا ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۸
:sad: حیف...سینما هم همراه همه چیز این مملکت داره با سرعت هر چه تمام تر به قهقرا میره... :sad:
نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 

افزودن نظر

۱- نظرات بدون نیاز به تایید مدیریت و بلافاصله بعد از ارسال در سایت «نقد فارسی» قرار می گیرند.

۲- رعایت ادب و احترام،عدم ارسال پست های توهین آمیز و سیاسی از شرایط ارسال نظر می باشد.

۳- در موارد حاد،مشخصات فرد متخلف در اختیار مراجع قضایی قرار خواهد گرفت.

کد امنیتی
تصویر جدید

جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط شرکت نوید ایرانیان